A Lie Too Late

A Lie Too Late

Part 2

صبح روز بعد رینا زودتر از شوگا بیدار شد و رفت آشپزخونه تا براش صبحونه آماده کنه

هنوز ذهنش درگیر تماس دیشب بود و مدام به این فکر میکرد که اگه نامادریش دوباره پیداش شده باشه چی میشه

گوشیش رو برداشت و شماره ناشناس رو نگاه کرد اما قبل از اینکه بتونه تصمیم بگیره دوباره زنگ خورد

رینا با تردید جواب داد

رینا: الو

نامادریش: بالاخره جواب دادی دختره بی مصرف

رینا همون لحظه رنگش پرید و دستش شروع کرد به لرزیدن

رینا: از کجا شماره منو پیدا کردی

نامادریش: فکر کردی میتونی فرار کنی و ما تا آخر عمر دنبالت نگردیم

رینا: من دیگه نمیخوام هیچ ارتباطی با شما داشته باشم

نامادریش با خنده جواب داد

نامادریش: هنوزم همونقدر زبون درازی ولی این بار نمیذارم از دستمون فرار کنی

رینا: از من چی میخوای

نامادریش: فعلا هیچی فقط یادت باشه اگه بخوای دوباره از دستمون فرار کنی این بار کسی که تاوان میده فقط خودت نیستی

تماس قطع شد و رینا چند ثانیه همونجا بی حرکت موند

شوگا که تازه از اتاق بیرون اومده بود متوجه حالش شد

شوگا: با کی حرف میزدی

رینا سریع گوشیش رو کنار گذاشت

رینا: با کسی نبود اشتباه گرفته بود

شوگا بهش نزدیک شد و با دقت نگاهش کرد

شوگا: رینا تو رنگت پریده

رینا: چیزی نیست شوگا واقعا

شوگا خواست دوباره چیزی بپرسه که گوشی خودش زنگ خورد و مجبور شد جواب بده

رینا از فرصت استفاده کرد و به اتاق رفت

در رو بست و آروم روی تخت نشست

برای اولین بار بعد از چند سال احساس کرد تمام اون روزهایی که سعی کرده بود فراموششون کنه دوباره دارن برمیگردن

و بدتر از همه این بود که حالا شوگا هم وسط این ماجرا بود

رینا فقط یه چیز میخواست

اینکه هیچوقت نفهمه چه گذشته‌ای پشت لبخندهای اون پنهون شده



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۳)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 17جین سریع از اتاق بیرون رفتجین:چطور ...

the missing link part¹³همون موقع گوشی ووجین زنگ خوردعصبی با ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑مانیا داشت وسایل روی میز رو مرتب می‌کرد...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط