زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است. آن را بالا می‌کشید، انگشت

زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است. آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون میزند؛ آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما میلرزد... ولی‌ آدم‌های شاد زانوهای خود را کمی‌ خم می کنند و شب راحتی‌ را سپری میکنند.
دیدگاه ها (۱)

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

p30

توضیحات و مقدمه اکتبر ۱۹۹۹؛ در آرامش یک روستای دورافتاده، خا...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

سناریو ران

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

تکپارتی | جونگکوک

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط