اهلِ نماز می شوم ، جمله نیاز می شوم

اهلِ نماز می شوم ، جمله نیاز می شوم
سوی حِجاز می شوم باز مقابلم تویی

باده ی ناب می شوم ، شِعر و کِتاب می شوم
یکسره خواب می شوم ، باز مقابلم تویی

هَمرهِ موج می شوم ، راهیِ اوج می شوم
فوج به فوج می شوم ، باز مقابلم تویی

سایه ی ماه می شوم ، در ته چاه می شوم
راهیِ راه می شوم ، باز مقابلم تویی

توی رَواق می شوم ، کُنجِ اُتاق می شوم
بسته به طاق می شوم ، باز مقابلم تویی

اینهمه مَرد می شوم، مَخزنِ درد می شوم
ساکت و سرد می شوم ، باز مقابلم تویی

از همه دور می شوم ، نقطه ی کور می شوم
زنده به گور می شوم ، باز مقابلم تویی

همدمِ خار میشوم ، بی کَس و یار میشوم
بر سرِ دار می شوم باز مقابلم تویی !

مولانا

بسم الله ....
دل داری ؟
دیدگاه ها (۲)

شب خوش خورشید

برگ سبزیست تحفهدرویش .

دل داری شعر سیپد ؟مولانا :گفتی بیا،گفتم کجا ؟ گفتی میان جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط