سکوت پیست
سکوت پیست
Part:¹²
بلخره به آدرسی که بهم داده بود رسیدم
خیلی دور بود از شهر
وسط جنگل بود
جلوی در ماشینو نگه داشتم و از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت بادیگاردایی که جلوی در وایساده بودم
+سلام ببخشید آقا من جانگ مری هستم
بادیگارد:خب حالا چکارت کنیم(پوکر فیس)
بادیگارد²:شاید میخواد ی شب در خدمتمون باشه(خنده)
لعنتی فکر کردم حداقل به بادیگارداش گفته که من میام مردک مغرور
+هی عوضی خفه شو من مثل هر ..زه های دورو برت نیستم(عصبی)
بادیگارد²:عهه که اینطوری(میاد سمت مری)
+ ه. هیی جلو ن .نیا
بادیگارد:میترسی کوچولو؟(پوزخند)
_ اینجا چه خبره(عصبی و سرد)
بادیگارد:سلام قربان چیزی نیست این زنه داشت مزاحمت ایجاد میکرد و خواستم جلوشو بگیرم
+هی عوضی من داشتم مزاحمت ایجاد میکردم؟(عصبی و ترس)
_کافیه خودم همچیز رو دیدم
بادیگارد:قربان من...
_خفه شو حرو .می ب حسابت بعدا میرسم الان کار دارم آشغال
مری بیا دنبالم
+ماشینم چی؟
_گفتم بیا دنبالم(عصبی)
+باشه حالا چرا عصبانی میشی(آروم)
دنبالش راه افتادم که منو برد سمت پیستش
رفتیم داخل محوطه پیست
واوو عجب جای محشریه
خیلیی بزرگو تمیزه همه چیز سر جای خودشه و موانع خیلی ظریف و زیبا کار گذاشته شدن
+خیلی قشنگه
_میدونم
این مرتیکه چرا اینقد از خود راضیه دلم میخواد ی مشت هواله صورت خوشگل و جذابش کنم
هی مری چی داری میگیی
خوشگل و جذاب دیگه از کجات اومد دختره احمق
_میدونم جذابم
+ببینم تو ذهن خوانی چیزی هستی؟
_نه ولی اونجوری نگام میکنی حدس زدم داری با خودت میگی چقد جذابه
دیگه چیزی نگفتم
یعنی چیزی نداشتم که بگم
_تو دفاع شخصی بلدی؟
+نه چطور مگه؟
_اگه ی وقت مثل امروز دوتا مرد گنده خواستن اذیتت کنن و هیچ کس نبود کمکت کنه چکار میکنی؟
+عاا نمیدونم واقعا
_باید دفاع شخصی رو حتما یاد بگیری تا حداقل یکم بتونی از خودت دفاع کنی
+اوهوم ولی خب کجا و توی چه کلاسی باید ثبت نام کنم؟
_اگه بخوای خودم دفاع شخصیو بهت یاد میدم.....
Part:¹²
بلخره به آدرسی که بهم داده بود رسیدم
خیلی دور بود از شهر
وسط جنگل بود
جلوی در ماشینو نگه داشتم و از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت بادیگاردایی که جلوی در وایساده بودم
+سلام ببخشید آقا من جانگ مری هستم
بادیگارد:خب حالا چکارت کنیم(پوکر فیس)
بادیگارد²:شاید میخواد ی شب در خدمتمون باشه(خنده)
لعنتی فکر کردم حداقل به بادیگارداش گفته که من میام مردک مغرور
+هی عوضی خفه شو من مثل هر ..زه های دورو برت نیستم(عصبی)
بادیگارد²:عهه که اینطوری(میاد سمت مری)
+ ه. هیی جلو ن .نیا
بادیگارد:میترسی کوچولو؟(پوزخند)
_ اینجا چه خبره(عصبی و سرد)
بادیگارد:سلام قربان چیزی نیست این زنه داشت مزاحمت ایجاد میکرد و خواستم جلوشو بگیرم
+هی عوضی من داشتم مزاحمت ایجاد میکردم؟(عصبی و ترس)
_کافیه خودم همچیز رو دیدم
بادیگارد:قربان من...
_خفه شو حرو .می ب حسابت بعدا میرسم الان کار دارم آشغال
مری بیا دنبالم
+ماشینم چی؟
_گفتم بیا دنبالم(عصبی)
+باشه حالا چرا عصبانی میشی(آروم)
دنبالش راه افتادم که منو برد سمت پیستش
رفتیم داخل محوطه پیست
واوو عجب جای محشریه
خیلیی بزرگو تمیزه همه چیز سر جای خودشه و موانع خیلی ظریف و زیبا کار گذاشته شدن
+خیلی قشنگه
_میدونم
این مرتیکه چرا اینقد از خود راضیه دلم میخواد ی مشت هواله صورت خوشگل و جذابش کنم
هی مری چی داری میگیی
خوشگل و جذاب دیگه از کجات اومد دختره احمق
_میدونم جذابم
+ببینم تو ذهن خوانی چیزی هستی؟
_نه ولی اونجوری نگام میکنی حدس زدم داری با خودت میگی چقد جذابه
دیگه چیزی نگفتم
یعنی چیزی نداشتم که بگم
_تو دفاع شخصی بلدی؟
+نه چطور مگه؟
_اگه ی وقت مثل امروز دوتا مرد گنده خواستن اذیتت کنن و هیچ کس نبود کمکت کنه چکار میکنی؟
+عاا نمیدونم واقعا
_باید دفاع شخصی رو حتما یاد بگیری تا حداقل یکم بتونی از خودت دفاع کنی
+اوهوم ولی خب کجا و توی چه کلاسی باید ثبت نام کنم؟
_اگه بخوای خودم دفاع شخصیو بهت یاد میدم.....
- ۲۶۴
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط