دلتنگم،

دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده ولی بلد نيست شماره اش را بگيره.
دیدگاه ها (۲)

داستان

شبهای اول بمباران...مدرسه شجره طیبه مینابحال و هوای مادر پدر...

مهمممم بچه ها من چند لقب انتخاب کردم برای رائ گیری شماره هاش...

مرتیکه ح********بچه‌ها اونایی که نمی‌دونید داستان در مورد چی...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

گنده مشهد نه گنده جهان🕊ما اینجا تو مِشَد، گُنده‌تر از آقا ام...

بفرست برای دوستت هم ببینه 🐋تا حالا فکر کرده بودی بچه‌وال‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط