پدرم تاج سرم غمت نبینم نفسم دورازجونت بعدمرگت نمیخوام زند

پدرم تاج سرم غمت نبینم نفسم دورازجونت بعدمرگت نمیخوام زنده بمونم طعنه نامردا بشونه روی قلبم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

مرد بی رحم

پارت ۴ خانه‌ی جونگکوک بیشتر شبیه یک قلعه بود.دیوارهای بلند، ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_24قهقهه بلندی زدم صورتم سرخ ...

مهمونی پارت ۵۶

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

professor Riddle,p40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط