chand Party وقتی به بغلش وابسته ای ولی

chand Party: وقتی به بغلش وابسته ای ولی......

هانا: بلند شدم و رفتم تو اتاقم و خودم رو پرت کردم رو تخت

جیهوپ: یونگی تا کی میخواید باهم قهر باشین؟
یونگی: تا وقتی بفهمه که نباید لباس باز بپوشه
جیمین: ولی تو دست اون که نیست هیونگ
نامجون: بچها درست میگن
یونگی: به هر حال میتونست بهم بگه تا نزارم همچین لباسی بپوشه
جین: ایششش توهم ک همش یه جوابی داری پاشو برو باهاش اشتی کن چند شبه نخوابیده اون روز میخواستم برم آب بخورم دیدم هنوز بیداره داره گریه میکنه
یونگی: چی؟واقعا داشت گریه میکرد؟(نگران)

جین: اره از وقتی باهم دعوا کردین اصلا نخوابیده
یونگی: هوفف چرا زودتر بهم نگفتین(و میره به سمت اتاق هانا)
دیدگاه ها (۰)

chand Party: وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......یونگی: رفتم سم...

chand Party: وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......یونگی: هانا ای...

chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی.......یونگی:در هر صور...

chand Party:وقتی به بغلش وابسته ای ولی......ویو هانا: از دیش...

𝒩𝘢𝘮𝘌 𝒩𝘰𝘝𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟲یوری : خانم . . .هانا...

عشق مافیا

𝒩𝘢𝘮𝘌 𝒩𝘰𝘝𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟱هانا با روشن کردن گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط