تو یادم دادی که با همه خوب و بدش، اجازه بدم بره یه گوشه خ

تو یادم دادی که با همه خوب و بدش، اجازه بدم بره یه گوشه خنثی از قلب و ذهن و حافظه ام... یه گوشه که جای تجربه اس فقط... نه چیز دیگه...
که حالا چشم باز می کنم می بینم فاصله گرفتم ازش و هیچ میلی به برگشت های متعدد دیگه وجود نداره...
دیدگاه ها (۱)

یاد گرفته‌ام برگردم و دوباره تلاش کنم. هر‌چند می‌دانم چیزی ت...

یاد همه چیزهایی که بوسیده ام و گذاشتم کنار میفتمیادم نمی آید...

من عاشقتم... این رو هم می‌دونم که عشق یعنی فریادهای بیهوده.....

همه چیز اول یک رویاست و بعد ناگهان اتفاق می افتد

به عکس نکنید دقت داشم

پارت ۱۰

فرمانده منپارت هفت....امروز ات یه چیزیش شده بود نمیدانم چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط