.

.
اینجایی که میبینی امن ترین نقطه ی جهان دوران کوچیکیم بود، هربار که بابام دعوام میکرد یا بحثی تو خونه پیش میومد بدو بدو میرفتم تو کمد و سریع لاحافا رو چنگ میزدم که به اون بالاش برسم، که در کمد رو ببندم و هیچ کس نفهمه کجام، اون ترسی که وقتی در و میبستم و چشام و ریز میکردم که ببینم بیرون چه خبره و صدای نفسم رو که فکر میکردم همه میشنون رو هنوز حس میکنم.
هنوز که هنوز عین بچگیم هر وقت دعوا میشه میرم زیر پتو و قایم میشم، هنوزم اونجا برام امن ترین نقطس.
پانیذ
دیدگاه ها (۱۰)

.من همیشه دوستدارِ یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بوده‌ام!شاید خن...

.زنها وقتی خوشحالند، لباسهای زیبا می پوشند.وقتی خوشحال ترند،...

.یه سری اتفاقات میوفتنصرفاً برای اینکه بفهمی اینجایی که وایس...

باید یک مردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند. که رنگِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط