خــدایــــــــــا . . . .

خــدایــــــــــا . . . .
می دانم این روزها از دستم خسته ای
کمی صبر کن خوب می شوم...
بگذار باران بزند
دلم بگیرد
میروم زیر آسمانت
دستهایم را می سپارم به دستت
سرم را می گیرم به سمتت
قلبم مالِ تو
اشک هایم که جاری شود
می شوم همانی که دوست داری
پاک
استوار
امیدوار
بگذار باران بزند...!!
دیدگاه ها (۲)

چه عاشقانه ی بلندی ساختم ... ازیک سوتفاهم کوتاه!!!...

مادر فدات حسیب جون

ﮐﻠﺒﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡﭘﺸﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺷﺐ !...ﺯﯾﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻘﻒ ﺳﯿﺎﻩﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾ...

دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می باردروی کاغذ قلمی هست ، غَزل می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط