وقتی که به دخترم گفتم که باید به برادرش احترام بگذارد اما

وقتی که به دخترم گفتم که باید به برادرش احترام بگذارد اما به پسرم نگفتم که به همان اندازه به خواهرش احترام بگذارد، باز هم برتر بودن مردانه ی پسرم را به او یادآوری کردم ...

وقتی که حجاب را به دخترم آموختم اما عفاف را به پسرم نیاموختم، به پسرم یاد دادم که نجابت فقط مخصوص زن است ...

وقتی که دخترم را برای یک ساعت دیر آمدن به خانه بازخواست کردم اما به پسرم اجازه دادم که آخر شب به خانه برگردد، به پسرم آموختم که برخلاف خواهرش می‌تواند خطا کند ...

وقتی که عشق ورزیدن را در دخترم گناه کبیره دانستم اما از رابطه داشتن پسرم با دختری نامحرم ذوق زده شدم که پسرم بزرگ شده، در واقع هوسباز بودن را به پسرم آموختم ...

وقتی که از کودکی به دخترم یاد دادم که زن باشد، کدبانو و صبور و فداکار باشد ... اما به پسرم فقط یاد دادم که قدرتمند باشد، در واقع نام خانواده را به پسرم آموختم نه مسئولیت خانواده را ...

وقتی ...

آری، من هم مقصرم که وظیفه ی مادری خود را در حق خودم و زنان جامعه ام به درستی انجام ندادم ...

من هم مقصرم که به جای اصلاح خودم فقط به جامعه ام انتقاد کردم ...
دیدگاه ها (۳)

برده عمارت جئون

Six

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓خانه بدون هانا ساکت بود.خیل...

True Love⑦چند روز بعد تهیونگ: امروز با کی دیگه قرار دارم؟ من...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

★彡   Part 45 彡★ ( تهیونگ ) موقع شام تماما حواسم یه نگاه های ...

Custom bride part : 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط