اسم رمان شیطان خوشتیپ من

اسم رمان : شیطان خوشتیپ من
پارت ۴
ویو یونا
تا ساعت ۱۰ شب بیرون بودیم بعد مامانم بهم زنگ زد
مامان یونا :پدصگگگگ به ساعت نگاه کردی ساعت ده شبه
یونا :ببخشید مامان الان میام خونه
مامان یونا :زود بیا خونه
ویو لونا
گوشیه یونا زنگ خورد بعد اینکه گوشیه یونا زنگ خورد گوشیه منم زنگ خورد
مامان لونا : دختره پفیوز کجایی زود بیا خونه
لونا : باشه مامان خدافظ
مامان لونا :خدافظ
ویو یونا
منو لونا بهم دیگه نگاه کردیم انگار همون حرفایی که من از مامانم شنیدم لونا هم از مامانش شنیده
یونا :بریم خونه
لونا :بریم خونه تا مامانمون جر مون ندادن
هرا :کجا میرین ؟
یونا -لونا : خونه
بعد من لونا دویدیم سمت ماشین و لونا اول من رسوند بعد خودش رفت کلید کردم تو قفل و درو باز کردم
مامان یونا : نگاه خدارو شکر کن من امروز خستم یا یکی میزدم وسط فرق سرت
یونا : باشه مامان ممنون که نزدی تو سرم و شب بخیر
مامان یونا :شب بخیر
ویو یونا
رفتم بالا آرایشم رو پاک کردم لباسم رو عوض کردم بعد خودمو پرت کردم رو تخت برعکس همه ی روزا امروز زودتر خوابم برد فک کردم یک چیز عادیه چون امروز خسته بودم والییی

به نظرتون چه اتفاقی افتاد ؟
دیدگاه ها (۰)

اسم رمان :شیطان جذاب من پارت ۵ ویو لونا بعد از اینکه از ماما...

اگه بد شده بگین چون اصن لایک نمیکنین کامنتم نمیزارین

اسم رمان:شیطان خوشتیپ من پارت ۳یونا :هاا فهمیدم هرا :آره بیا...

اسلاید ۲ بورام اسلاید ۳ می چا اسلاید ۴ لیا اسلاید ۵ هرا

اسم رمان :شیطان خوشتیپ من پارت ۲‌یونا :چی هست که میخواین به ...

اسم رمان :شیطان خوشتیپ من پارت ۱ مامان یونا :یونا پاشو یونا...

اسم رمان :شیطان خوشتیپ من پارت ۷ یونا :نمیدونم لونا :بریم پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط