مدتی هست که هر روز غروب ،
مدتی هست که هر روز غروب ،
دلم آرام ندارد . . . .
مدتی هست که آواز و ترانه انگار ،
پیش من بی رنگ است . . . .
مدتی هست پریشانی من ،
رنگ تنها شدن است . . . .
رفتن و از همه بگسستن ودلگیر شدن است . . . .
من دلگیر تو را میخواهم ،
که ترانه بشوم . . . .
من دلتنگ ،
تو را میخواهم که پر از صحبت عشق در خانه ام بکوبی تو و مهمان بشوی . . . .
من تنها امشب ،
هوس بوسه به لبهای تو را کرده دلم . . . .
و هراسانم از این بی باکی ،
که تو را رنجه کند . . . .
که تو را دورتر از این بکند . . . .
زدر خانۀ من ،
مدتی هست . . . .
آری . . . .
که تو از من سیری،
که من از تو دورم . . . .
و چراغ شب من ،
خاموش است . . . .
و چراغ دل من . . . .
دلم آرام ندارد . . . .
مدتی هست که آواز و ترانه انگار ،
پیش من بی رنگ است . . . .
مدتی هست پریشانی من ،
رنگ تنها شدن است . . . .
رفتن و از همه بگسستن ودلگیر شدن است . . . .
من دلگیر تو را میخواهم ،
که ترانه بشوم . . . .
من دلتنگ ،
تو را میخواهم که پر از صحبت عشق در خانه ام بکوبی تو و مهمان بشوی . . . .
من تنها امشب ،
هوس بوسه به لبهای تو را کرده دلم . . . .
و هراسانم از این بی باکی ،
که تو را رنجه کند . . . .
که تو را دورتر از این بکند . . . .
زدر خانۀ من ،
مدتی هست . . . .
آری . . . .
که تو از من سیری،
که من از تو دورم . . . .
و چراغ شب من ،
خاموش است . . . .
و چراغ دل من . . . .
- ۱۵۲
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط