(من عاشق اون دخترم، میمیرم براش...

(من عاشق اون دخترم، میمیرم براش...
ولی اگه کس دیگه ای اون رو بخواد؟...
الان که این فرد، از افراد نزدیک منه، نمیتونم باهاش دعوا کنم پس...)

«تو دوست دختر مایکی هستی ولی مایکی حس می‌کنه که سانزو هم از تو خوشش میاد، البته که این حس اون درسته...»

مانجیرو سانو کانتو مانجی

نمایش قدرت در پوششِ عشق
مایکی زمانی که با سانزو است، همان «رئیس» سرد و بی‌رحم است، اما وقتی با ا.ت تنها می‌شود، بلافاصله تغییر چهره می‌دهد. او تبدیل به همان پسر بچه‌ای می‌شود که به دنبال آرامش است.

چسبندگیِ عمدی: او سرش را روی پاهای ا.ت می‌گذارد یا دستانش را محکم دور کمر او حلقه می‌کند. این یک پیامِ غیرکلامیِ واضح برای هر کسی است که از دور نظاره‌گر است (مثل سانزو که همیشه در سایه‌هاست): «این حریم امنِ منه؛ نزدیک نشو.»

لوس شدن به عنوان «سدِ دفاعی»
مایکی به خوبی می‌داند که ا.ت چقدر مهربان و مسئولیت‌پذیر است. او با استفاده از «نازک‌نارنجی» نشان دادنِ خود، ا.ت را در جایگاهِ مراقب قرار می‌دهد.

جملاتی که مالکیت را فریاد می‌زنند: او ممکن است با لحنی که فقط ا‌‌ت بشنود (اما می‌داند سانزو از دور می‌بیند) بگوید: «ا.ت، فقط تو می‌تونی منو آروم کنی… قول بده هیچ‌وقت تنهام نذاری.»
او ا.ت را در آغوش می‌گیرد و با فشارِ دستش به ا.ت، عملاً او را به خود می‌چسباند تا ا.ا کوچکترین حرکتی به سمتِ دنیای بیرون نداشته باشد.

بازی با حسادتِ سانزو (بی‌کلام)
مایکی نابغه است؛ او می‌داند سانزو همیشه در حال رصد کردن اوست.

حرکاتِ نمایشی: وقتی مایکی می‌داند سانزو در نزدیکی است، سعی می‌کند صمیمیتِ فیزیکی با ات را به حداکثر برساند. بوسیدنِ پیشانی ا.ت، گرفتنِ دست‌های او به گونه‌ای که سانزو ببیند، و نگاه‌های طولانی و خیره به چشمانِ ا.ت.
او عمداً با ا.ت جوری رفتار می‌کند که انگار ا.ت «تنها دلیلِ زنده ماندنِ او» است. این برای سانزو که فکر می‌کند ا.ت «نور» است، دردناک‌ترین شکنجه ممکن است؛ چون مایکی دقیقاً دارد از همان «نوری» که سانزو آرزویش را دارد، به عنوانِ سپرِ محافظ استفاده می‌کند

ا.ت را در مرکزِ دنیایِ خود قرار دادن
مایکی ممکن است در حضور دیگران (و مخصوصاً سانزو) ا‌.ت را با کلماتِ خاص خطاب کند: «مالِ من»، «عروسکِ من»، «آرامشِ من».

این واژه‌ها در ظاهر برای ا.ت شیرین و عاشقانه هستند، اما برای سانزو یک اخطارِ مرگبارند. مایکی با این کار ا.ت را به شکلی نامرئی «نشان‌گذاری» می‌کند.

واکنشِ مایکی در سکوت
نکته ترسناک این است که مایکی شاید هیچ‌وقت به سانزو نگوید «می‌دونم بهش علاقه داری». او ترجیح می‌دهد سانزو را در جهنمِ درونی‌اش بسوزاند.

مایکی ممکن است در موقعیت‌هایی که سانزو نزدیک است، ا.ت را به سینه خود بچسباند و نگاهی «سرد و مالکانه» به سانزو بیندازد؛ نگاهی که می‌گوید: «می‌بینمت، می‌دونم چی تو سرته، و این چیزی که می‌خوای، فقط برای منه.»
دیدگاه ها (۰)

اشک های شور☆پارت 5ا.ت شوکه شد و بعد داد زد: هی، داری چیکار م...

دو نیمه ماه♡Part¹⁴ احساسات خاموشاز زبان رایا...

دو نیمه ماه♡Part¹³ رویا یا آرزو؟ا...

دو نیمه ماه♡Part¹² شب بخیراز زبان...

P 17بنده گشادم پس برای پارت بعدی ۲۰ تا لایک 🗿-دیدار غیر منتظ...

غش بر عکس بالا (///●.●///)....وانشات مایکی ●^●موضوع اگر بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط