باز من مانده ام و باد

باز من مانده ام و باد
گندم وکاه در اغوش گرفتم
خود را که اغوشی نیست برمن
دیدگاه ها (۱)

از تو برای من تک گلی می ماند با سرخی لبانت هم رنگ است هر خوا...

تمام دنیا هم انکارت کند من باورت دارم حتی اگر دروغ هم باشد ب...

در کوچه باران برگ های پاییزی مرا بر رقص وادار می کرد هر لحظه...

محکم گر فته ام کلاهم را تا باد نبرد اگر نقاشی ات تمام شد من ...

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

❌ شب عاشورای سال ۶۱ هجری ابن سعد به دنبال گندم ری بود،🫣❌ ...

خادم حضرت خورشید به آغوش حرم باز آمد…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط