قسم به قطره‌ی اشکم ، درون آیینه

قسم به قطره‌ی اشکم ، درون آیینه

که مبتلای توام ، ای رفیق دیرینه !


به خون نشسته‌ی عشقم ، اسیر "شعر و غمم"

که از تو مانده برایم ، همین دو گنجینه !


کنار من که نباشی ، تمام هفته یکیست ...

چه صبح شنبه‌ی تلخم ، چه عصر آدینه


تو آهِ سرد منی ، روی شیشه‌ی عمرم !

که سهمم از تو فقط " آه " بود ، در سینه


مسیر زندگی‌ام ، ماجرای عاشقی‌ام

چه بود ماحصلش ، جز دلی پر از کینه ؟
دیدگاه ها (۱)

همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بوده!چای بهانه‌ایست...

عشق آواز قشنگی ست ، شنیدن داردو بهشتی که شنیدن نه وُ دیدن دا...

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیمهرکه خواهان است بسم الله...

غرق رحمت، روانِ هر کس که‌، انقلابی و حیدری باشدهر چه خاک تما...

ز کینه دور بُوَد سینه ای که من دارمغبار نیست بر آیینه ای که ...

بوی گل، یاد تو را در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تو را آه... به آ...

بوی گل، یاد تو را در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تو را آه... به آ...

....گفته بودی یک دل بی کینه داری ،میخرمدر بغل زخمی درون سین...

گفته بودی یک دل بی کینه داری ،میخرمدر بغل زخمی درون سینه دار...

کینه

من عاشقم عشق و غزل در سینه دارمیک قلب صاف و صادق و بی کینه د...

تـلخـوش ( غـزل )

در زمان معلق میشوم ، جایی بین عقربه های ساعت ،وقت دلتنگی آنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط