"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

باز در صبحی پر از یاس وجنون

چشمهای پر غبارم باز شد

باز تکرار حزین لحظه ها

با سراپای دلم همراز شد

روزی از جنس غم و دلواپسی

باز در میغات من آغاز شد

این چه تقویمیست در تقدیر من

راه عمرم پرت و دست انداز شد

خسته ام از گردش هر روز و شب

با وجودم تیرگی هم ساز شد

سر به مهر مرگ گویی داده ام

آرزویم دم به دم پرواز شد

تا ازین دنیای فانی پر کشم

جام رفتن را به ماندن سر کشم

سر برم در خاک در کنج و خفا

قسمتم درد است سهمم صد جفا
دیدگاه ها (۳۱)

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبری...

دوست داشتن مثل ساختن یه برج‌میمونه طبقه به طبقه باید با ظراف...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

#ایران #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسراییل #باسم_الکربلایی #محمد_...

پاییز تو عاشق می کند!!باران عاشق تر!!!!حالا تو بگو این باران...

هر سقوط پایان کار نیست!!

تازه میفهمم طبیعت چقدر با احساسات آدم هماهنگه!!!!!!!مثل بارو...

چقدر قشنگ🥹🍁🍂#ستایش_قلب_سربی #خاص#دلبرانه #دلتنگی #عاشقانه #ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط