عجب وفایی دارد این «دلتنگی»....!

عجب وفایی دارد این «دلتنگی»....!
تنهایش می گذاری و میروی توی جمع و آن قدر می خندی تا گوش فلک کر شود....!
بعد که از همه جدا می شوی و به گوشه دنج خودت پناه می بری،
از کنج تنهایی بیرون می آید
و کنارت می ایستد....!
دست گرمش را روی شانه ات می گذارد
و در گوشت می گوید:
خوبی رفیق؟!؟
بازم موندیم خودم و خودت......!
.
.
.
.
.
Nazanin
«کپی ممنوع»
دیدگاه ها (۱۴)

زندگی مثل یک کامواستاز دستت که در برود، می شود کلاف. سردرگم،...

می گویند :سالی که نکوست از بهارش پیداست ...چه سال نکویی می ش...

میگویند سرد شده ام دلمرده شده ام....نه....به خدا من همانمفقط...

خدایا.....! بین ادمای روی زمینت که آرامشی نصیبم نشد/// میشه....

سناریوی بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط