من واسه یِ همه یِ شبهايی كه دلم ميخواست تنهايی تو خيابونا
من واسه یِ همه یِ شبهايی كه دلم ميخواست تنهايی تو خيابونا ؛
کوچه پس کوچه ها؛
قدم بزنم
فریاد بزنم
گریه کنم
تا خود صبح راه برم
اما چون دختر بودم و شهر ناامن بود
بايد كيو نبخشم؟
واسه ِ وقت هایی که باید دوست داشتنم رو فریاد میزدم و ترسِ جمله یِ:
"دختر باید خانوم باشه"
نگاه های زخم دار؛
سالها دوست داشتن و تو خودم دفن کردم
باید کی و نبخشم.
من واسه همه یِ وقت هایی که به رسمِ عصبانیت خون تویِ رگ هام خشک میشد و باید شان و منزلتِ خانوم بودنمو نشون میدادم
و متین با یک لبخند ساده ؛
همه ی بی ملایمتی هارو از خودم دور میکردم باید کی و نبخشم؟
برای اجازه هایی که باید بابتِ زندگیِ خودم میگرفتم.
و تصمیم هایی که
با اقتدار برام گرفتن و من عروسکِ نقشِ اولِ داستان هاشون کردن.
برای وقت وبی وقت هایی که میخواستم بلند تو خیابون ها قهقه بزنم؛
برقصم؛
حتّی موتور سوار شم
و باد لایِ موهام وحشیانه قدم بزنه؛
ولی از ترسِ قضاوت ها
تو خودم مچاله شدم
ضعیفه خونده شدم؛
برایِ یدک نکشیدنِ فامیلیِ بچه هام به اسمِ پدرم؛
به جرمِ دختر بودنم باید کی و نبخشم؟
کوچه پس کوچه ها؛
قدم بزنم
فریاد بزنم
گریه کنم
تا خود صبح راه برم
اما چون دختر بودم و شهر ناامن بود
بايد كيو نبخشم؟
واسه ِ وقت هایی که باید دوست داشتنم رو فریاد میزدم و ترسِ جمله یِ:
"دختر باید خانوم باشه"
نگاه های زخم دار؛
سالها دوست داشتن و تو خودم دفن کردم
باید کی و نبخشم.
من واسه همه یِ وقت هایی که به رسمِ عصبانیت خون تویِ رگ هام خشک میشد و باید شان و منزلتِ خانوم بودنمو نشون میدادم
و متین با یک لبخند ساده ؛
همه ی بی ملایمتی هارو از خودم دور میکردم باید کی و نبخشم؟
برای اجازه هایی که باید بابتِ زندگیِ خودم میگرفتم.
و تصمیم هایی که
با اقتدار برام گرفتن و من عروسکِ نقشِ اولِ داستان هاشون کردن.
برای وقت وبی وقت هایی که میخواستم بلند تو خیابون ها قهقه بزنم؛
برقصم؛
حتّی موتور سوار شم
و باد لایِ موهام وحشیانه قدم بزنه؛
ولی از ترسِ قضاوت ها
تو خودم مچاله شدم
ضعیفه خونده شدم؛
برایِ یدک نکشیدنِ فامیلیِ بچه هام به اسمِ پدرم؛
به جرمِ دختر بودنم باید کی و نبخشم؟
- ۷.۲k
- ۱۱ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط