چون صبح بر آید ز افق خوردن یک چای محشر شود از دست نگاری ...

چون صبح بر آید ز افق خوردن یک چای محشر شود از دست نگاری که تو باشی...
دیدگاه ها (۱)

دیر است که دل دار پیامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد#...

برخیز که جان است و جهان است و ...

دختر داشتن فقط اونجاش که بزرگ شدنشو با این جمله میفهمی (بابا...

به عمل، کار برآید به سخندانی نیستپینه ی دست، کم از پینه ی پی...

بقول سعدی : 😍از "همه " دست کشیدم که تو باشی همه امبا تو بودن...

مرا تا جان بودجانان تو باشیز جان خوش تر چه باشد؟آن ، تو باشی...

‹ مُحتاجِ یك فنجان چای که پَهلویَش ، تو باشی ›ᥫ᭡꙳꙳꙳╰┈➤ @fati...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط