سلام به تو از گذشته، در اینجا من تو را نمی شناسم، در این

سلام به تو از گذشته، در اینجا من تو را نمی شناسم، در این مقطع نمیدانم که هستی، من اما برایت پیامی دارم.

من شاید مثل دیگران؛ سالروز آشنایی مان یادم نماند؛ من ممکن است تاریخ تولدت را فراموش کنم، من ممکن است از بس در روز مشغولم ارتباطم با تو کم باشد اما این را بدان، هیچکس مثل من تو را دوست نخواهد داشت چون ...

چون عشق من به تو، همان ضربه ای موسی است، که طوفان به پا می کند و هزاران سال بعد یحیی عصا را می گیرد؛ عشق من به تو امر الهی است چون من غایت عشق تو را وصال به پروردگار می دانم و کیست بهترین همسفر، یار و همسر برای من چون تو، پس این چنین خود قضاوت کن؛ من برای تو یک نظام ارزشی قائل هستم و تو در تعریف من از جهان پس از خدا و اولیاء او برترین هستی،
و چه از این والاتر که از خودت آموختم:
قدم هایم را در مسیر دشواری و دین خدا را با تو شریک شوم
و عشق چیست چون در لحظهء بیماری و وقتی از خدا طلب شفاء دارم اول تو را یاد کنم و بعد از خدا بخواهم ...

جنسِ این عشق قطعا متفاوت است از آنچه در ملاعبات خشک متنی می بینیم خودت گفتی : عزیزکم به هوش بیا، که باید حواست باشه به متیلاسیون چرا که فرزندانمان باید هشیارانه در جامعه ای رشد کنند که بسیار متفاوت از نسل های قبل خود است و حال نسل من و تو، نسل ما قرار است بنیان های این جامعه را به ثبات بکشاند و رسالت ما ساختن نسلی قوی در میان این عناصر سست است ، ما باید والدین این نسل باشیم با نجات یک ژنتیک برتر، یک تفکر قدرتمند، من تمام تلاش خود را میکنم که از هر موقعیتی که شده خود را به 1 درصد برسانم لیک تو نیز به من بپیوند، دستم را بگیر تا باهم بر شبِ دریاچهء مردگان پایان دهیم ☝️✨🕊️


#آسملن‌لاجوردی
#فکر‌و‌ذکر
#جاودانگی
#ماه‌و‌آفتاب
#حب‌و‌ازدواح
#تعلیم‌و‌تربیت
#نوراا‌سادات
#قم
دیدگاه ها (۱۳)

من چیزهای زیادی را در دست گرفتم و همه ی آنها را از دست دادم،...

آن روز که کار وصل را ساز آیدوین مرغ از این قفس بپرواز آید#که...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

قراره هر شب یه اهنگ معرفی کنم یکم موزیک ویدیو ها قدیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط