پارت 15
پارت 15
بورا:ولی یه چیزی برنمیگرده
کوک:میدونم چی منظورته(بغض)منو ببخش(گریه)
بورا:مهم نیس ولی تو .... تو هنوز منو میخوای؟
کوک آرع من بی تو هیچی نیستم
بورا:چون بزرگترین مافیای جهانم(به شوخی)(خنده)
کوک:نه فقط عاشقم🥲
شوگا:کوک رسیدیم
کوک:وایسا بلندت کنم
بورا:باش من از خدامه😅
کوک:قربونت
ویو من:خب کوک برای بورا وقت گرفت و رفتن توی اتاق دکتر
دکتر:خب خانم جئون زخم هاتون از بین میره ولی باید خیلی بهتون رسیدگی بشه و هر شب زد عفونی بشه وگرنه اتفاق های خوشایندی براتون نمیفته
بورا:اها
کوک:مثلا چه اتفاق هایی؟
دکتر:خب ممکنه باعث مرگ بشه
کوک:خب دارو های مورد استفاده رو میگین
دکتر:بله .... .(مثلا گفت)
بورا:ممنونم خدافظ
کوک:وایسا کمکت کنم
بورا:(چشم غره)
دکتر:(میخنده)
ویو تو ماشین
شوگا:زن داداش بهتری؟
بورا:اره برادر شوهر مرسی
شوگا:دوس داری چجوری اون زنیکه رو شکنجه کنیم؟
بورا:یه چیزایی تو ذهنمه که فقط باید عملی بشه گفتنی نیس(ترکیبی از پوزخند و خنده های شیطانی)
شوگا:قربون زن داداشم(شوگا مال منهههههههه)
کوک:داری ترسناک میشی
بورا:تو که هنوز روی ترسناکمو ندیدی(خنده)
کوک:نه والا به اندازه کافی ریدم به خودم
شوگا:چی چرت و پرت میگی کوک تو مافیایی(خنده و تعجب)
کوک:فعلا رئیس مافیا ها کنارم نشسته(خنده)
بورا:ملکه مافیا ها(پوکر)
کوک:چه فرقی میکنه(خنده)
بورا:فرق داره(داد)
شوگا:کی بود؟
بورا:من
شوگا:صدات از ته ته که بیشتر از همه صداش بمه کلفت تر شد موقع داد زدن(شک)
بورا:اختیار داری(لبخند)
کوک:سلیقم عالیه از منم مرد تری
بورا:اثرات ملکه مافیا بودنه
کوک:صحیح(لبخند)
بورا:ولی یه چیزی برنمیگرده
کوک:میدونم چی منظورته(بغض)منو ببخش(گریه)
بورا:مهم نیس ولی تو .... تو هنوز منو میخوای؟
کوک آرع من بی تو هیچی نیستم
بورا:چون بزرگترین مافیای جهانم(به شوخی)(خنده)
کوک:نه فقط عاشقم🥲
شوگا:کوک رسیدیم
کوک:وایسا بلندت کنم
بورا:باش من از خدامه😅
کوک:قربونت
ویو من:خب کوک برای بورا وقت گرفت و رفتن توی اتاق دکتر
دکتر:خب خانم جئون زخم هاتون از بین میره ولی باید خیلی بهتون رسیدگی بشه و هر شب زد عفونی بشه وگرنه اتفاق های خوشایندی براتون نمیفته
بورا:اها
کوک:مثلا چه اتفاق هایی؟
دکتر:خب ممکنه باعث مرگ بشه
کوک:خب دارو های مورد استفاده رو میگین
دکتر:بله .... .(مثلا گفت)
بورا:ممنونم خدافظ
کوک:وایسا کمکت کنم
بورا:(چشم غره)
دکتر:(میخنده)
ویو تو ماشین
شوگا:زن داداش بهتری؟
بورا:اره برادر شوهر مرسی
شوگا:دوس داری چجوری اون زنیکه رو شکنجه کنیم؟
بورا:یه چیزایی تو ذهنمه که فقط باید عملی بشه گفتنی نیس(ترکیبی از پوزخند و خنده های شیطانی)
شوگا:قربون زن داداشم(شوگا مال منهههههههه)
کوک:داری ترسناک میشی
بورا:تو که هنوز روی ترسناکمو ندیدی(خنده)
کوک:نه والا به اندازه کافی ریدم به خودم
شوگا:چی چرت و پرت میگی کوک تو مافیایی(خنده و تعجب)
کوک:فعلا رئیس مافیا ها کنارم نشسته(خنده)
بورا:ملکه مافیا ها(پوکر)
کوک:چه فرقی میکنه(خنده)
بورا:فرق داره(داد)
شوگا:کی بود؟
بورا:من
شوگا:صدات از ته ته که بیشتر از همه صداش بمه کلفت تر شد موقع داد زدن(شک)
بورا:اختیار داری(لبخند)
کوک:سلیقم عالیه از منم مرد تری
بورا:اثرات ملکه مافیا بودنه
کوک:صحیح(لبخند)
- ۳.۳k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط