تـــیـغ رو رگــم

تـــیـغ رو رگــم
مــن چــہ بـدم
بـد نـبـودم
ڪردن بــدم
خـون رو مـچـم
درد تــو مــخــم
دنـیـــا داره میـــچـرخہ دور سـرم
دیـگــہ ســـیــاه شـــده دور و بـــرمـ
آهــنـگـــ تـــو پـخــش
مــامـان بــبـخــش
خـون روزمـــیـــن
خــدا بـبـــیـن
دیـــگـــہ خـســـتــمــ
فـــقـــط هـمــیـن
دیدگاه ها (۱)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

برده عمارت جئون

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

تکپارای درخواستی

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط