به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!

به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!



فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!



به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت:



نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟



فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن !
دیدگاه ها (۲)

I love my HEART when u love it I love my NAME when u say ...

خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه برو که دیدن اشکات منو ب...

ای کاش هرگز سه چیز به وجود نمیومد غرور ,دروغ ,عشق اون وقت...

شب بود که با پای پر از پینه دویدیم چون ماه دویدیم و به صبح...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚بــرایِ جـایِ خـالـیِ نـبــودنـتدارم بــهـای...

شاهزاده دوست داشتنی من

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه هش رو بازی کنی💚پارت ۱روایت از زبا...

Part²³کوک اومد بغلم کرد و موهامو ناز کرد(عکس بغلو میزارم)کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط