PATT
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PATT²⁹
(سوآ+)(جین–)(مسئول پذیرش کلینیک¥)(دکتر|)
بلاخره به کلینیک میرسن و بعد از صحبت با پذیرش اونجا میشینن و هردو خوشحال بودن
–وای استرس دارم!
+منممم
جین دست سوآ رو میگیره و روی بند انگشتاش بوسه میزنه
–دیگه نمیتونم صبر کنم
¥خانم کیم بفرمایید برید دکتر معاینه کنه...سرپرست بچه شما هم تشریف ببرید
سوآ و جین بلند میشن و به سمت اتاق دکتر میرن و جین در رو برای سوآ باز میکنه و سوآ اول وارد میشه
|وای تو همون مامانی هستی که میخواست شوهرش رو سورپرایز کنه...و تو هم شوهرشی!
–+سلام
|بفرمایید بشینید
هردو میشینن
|وای هیچوقت فکر نمیکردم آیدل معروف و همسرش برای معاینه بارداری بیان پیشم
–لطفا مخفیش کنید
|البته امنیت و سلامت مراجعه کنندگانم برام مهم تره خب،خانم کیم برید روی تخت دراز بکشید
سوآ میره سمت تخت و دراز میکشه و جین هم میره کنارش می ایسته و دکتر میاد و لباس سوآ رو میزنه بالا و مایع مخصوص رو میریزه روی شکمش و پخشش میکنه
|واو معلومه بچه رشد خوبی داشته چون همین الان هم شکمت در حال بزرگتر شدنه
سوآ لبخند میزنه و به جین نگاه میکنه و جین دست سوآ رو میگیره و نوازش میکنه،دکتر دستگاه شنیدن ضربان قلب رو روی شکم سوآ تکون میده و صدای قلب توی اتاق اکو میشه
|چه صدای بلند و زیبایی
جین خیلی خوشحال تر میشه و با دقت گوش میده و گوشیش رو بیرون میاره و ضبط میکنه که ناگهان چهره دکتر از تعجب میره توی شوک
+چیزی شده دکتر؟
|واو این عجیبه هیچوقت اینطور چیزی اتفاق نیافتاده اما انگار ضربان قلب دومی هم وجود داره...عجیبه تو سونوگرافی معلوم نشده بود
–چی؟یعنی دوقلوعه؟
|آره!
جین خوشحال میشه
–این عالیه
+اوهوم
صدای ضربان قلب قوی تر میشه چون ضربان دوم هم بهش اضافه شده بود و دکتر بعد از اون دوباره سونوگرافی انجام میده و بله دوقلو بود
+باورم نمیشه!
|خیلی خوش شانسید!
–اوهوم!
سوآ شکمش رو پاک میکنه و با جین دوباره میرن جلوی میز دکتر میشنن
|خب برات چندتا داروی تقویتی مینویسم تا بدنت ضعیف نشه و حتما حواست به خوراکت باشه!هیچ وعده غذایی رو جا ننداز
+چشم!ممنون!فقط آیا راهی نیست که انقدر وقت و بی وقت هوس خوراکی های مختلف نکنم؟
|نه این چیز عادیه که اکثرا همه تجربه اش میکنن باید باهاش کنار بیای
+آهان اوکی
دکتر یه برگه میزاره جلوی سوآ و جین
|خب اینم اسم و طرز مصرف داروهاته!حتما سر وقت مکمل هاتو بخور
+–ممنون دکتر
–کی میتونیم جنسیت بچه ها رو بفهمیم؟
|رشد بچه ها تا اینجا عالی بوده و حدودا الان هفته 12 بارداری همسرتونه پس حدودا میشه هفته 20 بارداری که حدودا میشه 8 هفته دیگه ولی هر هفته باید برای چکاپ بیاید
جین و سوآ سری تکون میدن و بعد از تشکر از دکتر از کلینیک خارج شدند.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PATT²⁹
(سوآ+)(جین–)(مسئول پذیرش کلینیک¥)(دکتر|)
بلاخره به کلینیک میرسن و بعد از صحبت با پذیرش اونجا میشینن و هردو خوشحال بودن
–وای استرس دارم!
+منممم
جین دست سوآ رو میگیره و روی بند انگشتاش بوسه میزنه
–دیگه نمیتونم صبر کنم
¥خانم کیم بفرمایید برید دکتر معاینه کنه...سرپرست بچه شما هم تشریف ببرید
سوآ و جین بلند میشن و به سمت اتاق دکتر میرن و جین در رو برای سوآ باز میکنه و سوآ اول وارد میشه
|وای تو همون مامانی هستی که میخواست شوهرش رو سورپرایز کنه...و تو هم شوهرشی!
–+سلام
|بفرمایید بشینید
هردو میشینن
|وای هیچوقت فکر نمیکردم آیدل معروف و همسرش برای معاینه بارداری بیان پیشم
–لطفا مخفیش کنید
|البته امنیت و سلامت مراجعه کنندگانم برام مهم تره خب،خانم کیم برید روی تخت دراز بکشید
سوآ میره سمت تخت و دراز میکشه و جین هم میره کنارش می ایسته و دکتر میاد و لباس سوآ رو میزنه بالا و مایع مخصوص رو میریزه روی شکمش و پخشش میکنه
|واو معلومه بچه رشد خوبی داشته چون همین الان هم شکمت در حال بزرگتر شدنه
سوآ لبخند میزنه و به جین نگاه میکنه و جین دست سوآ رو میگیره و نوازش میکنه،دکتر دستگاه شنیدن ضربان قلب رو روی شکم سوآ تکون میده و صدای قلب توی اتاق اکو میشه
|چه صدای بلند و زیبایی
جین خیلی خوشحال تر میشه و با دقت گوش میده و گوشیش رو بیرون میاره و ضبط میکنه که ناگهان چهره دکتر از تعجب میره توی شوک
+چیزی شده دکتر؟
|واو این عجیبه هیچوقت اینطور چیزی اتفاق نیافتاده اما انگار ضربان قلب دومی هم وجود داره...عجیبه تو سونوگرافی معلوم نشده بود
–چی؟یعنی دوقلوعه؟
|آره!
جین خوشحال میشه
–این عالیه
+اوهوم
صدای ضربان قلب قوی تر میشه چون ضربان دوم هم بهش اضافه شده بود و دکتر بعد از اون دوباره سونوگرافی انجام میده و بله دوقلو بود
+باورم نمیشه!
|خیلی خوش شانسید!
–اوهوم!
سوآ شکمش رو پاک میکنه و با جین دوباره میرن جلوی میز دکتر میشنن
|خب برات چندتا داروی تقویتی مینویسم تا بدنت ضعیف نشه و حتما حواست به خوراکت باشه!هیچ وعده غذایی رو جا ننداز
+چشم!ممنون!فقط آیا راهی نیست که انقدر وقت و بی وقت هوس خوراکی های مختلف نکنم؟
|نه این چیز عادیه که اکثرا همه تجربه اش میکنن باید باهاش کنار بیای
+آهان اوکی
دکتر یه برگه میزاره جلوی سوآ و جین
|خب اینم اسم و طرز مصرف داروهاته!حتما سر وقت مکمل هاتو بخور
+–ممنون دکتر
–کی میتونیم جنسیت بچه ها رو بفهمیم؟
|رشد بچه ها تا اینجا عالی بوده و حدودا الان هفته 12 بارداری همسرتونه پس حدودا میشه هفته 20 بارداری که حدودا میشه 8 هفته دیگه ولی هر هفته باید برای چکاپ بیاید
جین و سوآ سری تکون میدن و بعد از تشکر از دکتر از کلینیک خارج شدند.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۱.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط