چرا حرف منو باور نمیکنی
#چرا حرف منو باور نمیکنی
پارت ⁵⁶
یونا : خوب بیخیال بیا بریم کلاس
ات: باشه راستی دوهی و مینبوم کجان
یونا : اونا امروز نمیان رفتن مسافرت
ات: اها باشه
رفت کلاس
ویو جیمین
خوب اخیش از ات هم جدا شودم و تنها موندم کهه..
؟: درود بر داداشییی
جیمین که روشو برگردوند و دید
جیمین: ای خدا چرا منو نتها نمیزاری تازه از شر یکی خلاص شودم یکی دیگه بفرستادی
کوک: هیونگ داری با کی حرف میزنی؟
جیمین: با خودم با کی به نظرت
کوک: خوب بیا بریم پیش بچه ها
رفتین پیش بچه ها
تهیونگ: جیمی از زن داداش چه خبر
جیمین: هیچ خبری نیس
کوک: الهی شاید برای اون شب باید خودشو اروم کنه اینقدر فاک کردی
جیمین: کوک خفه میشی یا نه
کوک: زیب دهنم میبندم 🤐
جیمین: افرین
تهیونگ: خوب هیونگ با بابات چه کار میکنی
جیمین: اول باید بدونم با اون شرک ببینم چه کار کنم
نامجون: یعنی میخوای بکشیش ولی این راه درستی نیس
جیمین: پس به نظرت چه کار کنم تو که اکیوت ۱۸۰ هست بگو
جین: جیمین تو که نمیخوای با جرمه قتل بری زندان
شوگا : اینو بسپارش به من ولی باید سند ها رو بکنیم
جیهوپ: تو میخوای چه کار کنی
شوگا : چند نفر دارم میفرستمشون میرن کارو ردیف میکنن
جیمین: فکر خوبه ولی سند ها چه کار کنیم
جیهوپ: من میدونم چه کار کنیم اول سند ها رو میگیریم و به اسم جیمین تبدیل میکنیم بعد اون که شوگا باید بیهوش بیاریش بعد باید چند روز بگذره و بعد قتل انجام میشه
جیمین: افرین بهتون با این مغز
زنگ کلاس
شوگا : ای خدا من حوصله کلاس ندارمممم 😫
تهیونگ: اوووفف بیا بریم که معلم فیزیک مارو میکشه
جیمین: اخ یک امتحان میگیره خود وزیر خارجی تم نمیتونه جواب بده
جیهوپ : بیخیال اون یک کاری میکنیم
کوک : من یک نقشه دارمممم 😁
جیمین: چیه
کوک : بعدن بیا بریم اماده کردم همیشی
پارت ⁵⁶
یونا : خوب بیخیال بیا بریم کلاس
ات: باشه راستی دوهی و مینبوم کجان
یونا : اونا امروز نمیان رفتن مسافرت
ات: اها باشه
رفت کلاس
ویو جیمین
خوب اخیش از ات هم جدا شودم و تنها موندم کهه..
؟: درود بر داداشییی
جیمین که روشو برگردوند و دید
جیمین: ای خدا چرا منو نتها نمیزاری تازه از شر یکی خلاص شودم یکی دیگه بفرستادی
کوک: هیونگ داری با کی حرف میزنی؟
جیمین: با خودم با کی به نظرت
کوک: خوب بیا بریم پیش بچه ها
رفتین پیش بچه ها
تهیونگ: جیمی از زن داداش چه خبر
جیمین: هیچ خبری نیس
کوک: الهی شاید برای اون شب باید خودشو اروم کنه اینقدر فاک کردی
جیمین: کوک خفه میشی یا نه
کوک: زیب دهنم میبندم 🤐
جیمین: افرین
تهیونگ: خوب هیونگ با بابات چه کار میکنی
جیمین: اول باید بدونم با اون شرک ببینم چه کار کنم
نامجون: یعنی میخوای بکشیش ولی این راه درستی نیس
جیمین: پس به نظرت چه کار کنم تو که اکیوت ۱۸۰ هست بگو
جین: جیمین تو که نمیخوای با جرمه قتل بری زندان
شوگا : اینو بسپارش به من ولی باید سند ها رو بکنیم
جیهوپ: تو میخوای چه کار کنی
شوگا : چند نفر دارم میفرستمشون میرن کارو ردیف میکنن
جیمین: فکر خوبه ولی سند ها چه کار کنیم
جیهوپ: من میدونم چه کار کنیم اول سند ها رو میگیریم و به اسم جیمین تبدیل میکنیم بعد اون که شوگا باید بیهوش بیاریش بعد باید چند روز بگذره و بعد قتل انجام میشه
جیمین: افرین بهتون با این مغز
زنگ کلاس
شوگا : ای خدا من حوصله کلاس ندارمممم 😫
تهیونگ: اوووفف بیا بریم که معلم فیزیک مارو میکشه
جیمین: اخ یک امتحان میگیره خود وزیر خارجی تم نمیتونه جواب بده
جیهوپ : بیخیال اون یک کاری میکنیم
کوک : من یک نقشه دارمممم 😁
جیمین: چیه
کوک : بعدن بیا بریم اماده کردم همیشی
- ۶۷۵
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط