سلام دوستان.
سلام دوستان.
امشب شب سختی بود برا من.مجبور شدم در مورد دوستم تصمیمی بگیرم که دوست نداشتم.
دلم یه چیز می گفت و عقلم یه چیز دیگه.آخرش هم حرف عقلم رو گوش دادم.
از یه طرف راضی ام، چون اون به هدف بالاتری میرسه و این خوشحالم میکنه.از طرف دیگه ناراحتم چون همچی بینمون تموم شد.
اسمش علیرضاست.رفیق جون جونیم.بنده خدا خودش هم اشکاش سرازیر شدن.اما بهش گفتم همیشه منتظرت میمونم.
فقط خواستم با شما درد دل کنم بلکه یکم سبک بشم.
خیلی دعام کنید.یاعلی
امشب شب سختی بود برا من.مجبور شدم در مورد دوستم تصمیمی بگیرم که دوست نداشتم.
دلم یه چیز می گفت و عقلم یه چیز دیگه.آخرش هم حرف عقلم رو گوش دادم.
از یه طرف راضی ام، چون اون به هدف بالاتری میرسه و این خوشحالم میکنه.از طرف دیگه ناراحتم چون همچی بینمون تموم شد.
اسمش علیرضاست.رفیق جون جونیم.بنده خدا خودش هم اشکاش سرازیر شدن.اما بهش گفتم همیشه منتظرت میمونم.
فقط خواستم با شما درد دل کنم بلکه یکم سبک بشم.
خیلی دعام کنید.یاعلی
- ۱.۳k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط