خداوندا در این دنیای وانفسا

خداوندا در این دنیای وانفسا
نفسها می کشم بی روح تا فردا
که فردا هم شود فردا و فردا سر
چو می خواهم ببینم روز را بهتر
ولیکن من نمی بینم طلوعی را
و هرگز من نمی یابم شروعی را
خداوندا در این دنیای بی فرجام
هر آغازی نشد پایان و باانجام
فرارییم ز ماتمهای این دوران
فرارییم از این سرما و این بوران
خداوندا به درگاهت قسم اینک
مرادریاب چون گم گشته ام بی شک
خداوندا از این ظلمت رهایم ده
مرا در صبح فرداها سرایم ده
که فردا را ببینم تا ابد روشن
که دنیا ر ...
دیدگاه ها (۲۴)

در دلم افتاده روزی بی وفائی میکنیبر دل بشک...

بار بگشایید اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست اربعی...

از چه بنویسم؟؟از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟یا از دلی ک...

آسمان امشب به حالم مویه کنروح تبدار مرا پاشویه کنآتش افکند ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط