کسی دیگر

کسی دیگر
نشانم را نمی داند
کسی دیگر
سکوتم را نمی خواند
هوای خاطرم ابریست
دلم چون دفترم خالیست
غزل خشکیده بر جانم
کجا ویران شدم از تو نمی دانم
بدل زخمی ز غم دارم
به درد عشق گرفتارم
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

با تو بودناز همه دست کشیدن دارداز لبانتمعنی بوسه ، چشیدن دار...

در چروکیده تریننوبت هوشیاری درددر سزاوار ترینلحظه ی بیداری م...

عشق یعنیآخرین وعده ی دردیک شکافاز دل زخم خورده ی مردیک تبسم ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

dark life = 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط