سرود غريبه اي دست وپا سفيد و سرآبي

سرود غريبه اي دست وپا سفيد و سرآبي
شاعر : فرهاد پيربال

در تبريز
دانه گندمي يافتم؛
براي گنجشككان گرسنه اربيل با خود مي برمش
در راه ميان يزلو و ونيز
درخشش يك رديف لامپ را ديدم ؛
مي چينمش و براي كوچه هاي تاريك سليمانيه مي برم
در اشتوتگارت
تلألؤ رنگين برگ درختان چنار را ديدم؛
مي برم شان براي خيابانهاي غمگين زاخو
دیدگاه ها (۳)

حافظ

دلم یه کتاب خونه توی اتاقم میخواد خیلی خاصو رویاییه ⭐💕🧚‍♀️😭...

https://wisgoon.com/v/XVRU169LY1@mobina.one مثل یه نسیم خنک ...

عزیز البریهی

پدرم نیست ...

گهواره گربه؛ کورت ونه‌گات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط