بی مقدمه گفت:

بی مقدمه گفت:
گردو اما میوه ی باوفاییه؛خورد و خاک شیرش میکنی،نابودش میکنی؛ولی بازم تنهات نمیذاره.
گفتم:
منو با یه دونه گردو مقایسه میکنی؟
دستاشو از توو جیب شلوارش درآورد و گرفت جلو صورتم...
گفت:ببین دستامو! هنوز خاطره ی گردوهایی که تابستون چیدم باهامه، ولی تو این همه مدت کجا بودی؟




"بابک زمانی"
دیدگاه ها (۳)

بی مقدمه گفت : گردو اما میوه‌ی باوفاییه !خورد و خاک شیرش میک...

شخصیت رمان شاهین#پارت۷با صدای عمو سرمو بلند میکنم و بهش نگاه...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط