رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید
که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا
دیدگاه ها (۱)

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

جاده بی راهه

از دشمنان تا عاشقان

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

پیام آقای حیدریان در آغاز سال تحصیلی

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۵«درِ سیاه»تق...تق...تق...صدای ضربه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط