ویو حیا

ویو حیا
ی ارایش کوچولو موچولو کردم رفتم پایین
که کوکم امد
جیا: سلام( ذوققق
کوک: سلام( سرد و تعجب بار نصبت ب جیا)
حیا: کی میریم
کوک: وقتی قهوه خوروم برو تهیونگ و صدا کن
جیا: باشه( ذوق
رفتم سمت اتاق تهیونگ و درو زدم
ته: ها
جیا: منم
ته: بیا
درو باز کردمو رفتم داخل داشت کتشو مرتب میکرد
جیا: بریم؟
ته: ارع بیا بریم
با هم رفتیم طبقه پایین
کوک: خب متشیو بریم
سوار ماشین شدیم من عقب اون دوتا هم جلو
کوک رانندگی میکرد
و بد از مدتی جلو ی پاساژ برق از سرو ک‌لش میبارید وایساد
کوک: بیاده شید
وقتی وارد پاساژ شدیم لباسا یکی از یکی هوشگل تر نمیدونستم کدومو انتخواب کنم اصلا
که
کوک: بیاید تو این مغازه
جیا: ولی ..
کوک: گفتم بیا
دستمو گرفتو برد داخل
تهیونگ دوتا لباس و جونگ کوک ۲ تا لباس ب سمتم گرفتم
//: سلام بفرمایید
تهیونگ: میخواستم این خانم این لباسارو پروف کنه میشه کمکش کنی؟
//: البته .. بفرمایید
با اون زنه تو اتاق پروف رفتم اولی پوشیدم و رفتم بیرون
جیا: چطوره
کوک سرشو از محله مو اورد بیرون تهیونگم هووسشو داد ب من جفتشون نزدیکم شدنو دورم میچرخیدن
جیا: چطوره
//: ببینید عین ماهه شده
کوک: ن
ته: کنرش تنهگه
کوک: کوتاهه بعدی
رفتمو بعدیو پوشیدم
دیدگاه ها (۱)

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۴ | «فقط یک چیز دیگه!» 😂🛍...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

فیک تهیونگ

پارت۵|بازی بدون بازگشتیک ربع بعد...دیلینگ دولینگ(صدای زنگ در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط