محو زیبایی او

محو زیبایی او
پارت ۲۶

ویو رزا

وارد اتاقم شدم .......خیلی قشنگ کاملا شبیه سلیقم بود....... انگار واسه من ساخته شده .....وسایلم رو چیدم .....لباس عوض کردم ‌.....یه دوش ۲۰ مینی گرفتم ......لباس پوشیدم .....روتین پوستیم رو انجام دادم
صدای زنگ عمارت خورد فکر کردم لناست رفتم پایین خدمت کار داشت در رو باز میکرد جلوش رو گرفتم

+ خودم باز میکنم

یه خانوم با عصبانیت پشت در بود

م/ت: پس اون دختره هرزه تویی

تهیونگ ظاهر کرد

_ کی گفت تو درو باز کنی

+ خودم اومدم

_ برو

+ این خانوم کیه ؟

_ نشنیدی چی گفتم

از اونجا دور شدم و جایی قالم شدم

_ چرا اومدی اینجا ؟

م/ت: این دختره چیه اومدی عمارت بعد از خودکشی هم نجاتش دادی

_ به تو ربطی نداره

م/ت: کی گفته ربطی نداره ؟ کل خانواده پدرت دارن از من پرس و جو میکنن داری ابرو خانواده کیم رو میبری ، یا از این خونه میبریش یا باید باهاش ازدواج کنی

_ جواب بقیه رو خودم میدم حالا گمشو از اینجا دیگه نمیخوام ببینمت

و در رو روش بست






از خواب بیدار شدم دیروز خیلی خسته کننده بود
کار های مورد نیاز رو کردم ....لباس فرمم‌ رو پوشیدم .....ارایشی کردم .....از اتاق بیرون اومدم ....تهیونگ جلوم ظاهر شد

_ ببخشید دیروز خیلی کار داشتم کلا تو اتاقت بودی قول میدم امروز جبران کنم

+ قول؟

_ قول

و لبخندی زدیم
از عمارت بیرون رفتیم و وارد ماشین شدیم
لعنتی تهیونگ هرچی بپوشه بهش میاد
از ماشین پیاده شدیم و وارد مدرسه شدیم

_ اول باید بریم اتاق شورا کلی کار سرمون ریخته

به سمت اتاق شورا رفتیم
همه بهمون خیره شده بودن
فکر کنم تعجب کرده بودن که با تهیونگ اومدم
وارد اتاق شورا شدیم و صدای بلند گو همه رو شکه کرد

حمایت کنیم تا پارت بعدی رو بزارم 🎀

❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۶)

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو تهتوی عمارت بودم و جونگ کوک کنارم ن...

پارت. 33

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۱ویو یونا بیدار شدم . کار های ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط