آغـــوشِ تــــــــــــــــو مترادفِ امنیــتــــ است آغـــ

آغـــوشِ تــــــــــــــــو مترادفِ امنیــتــــ است آغـــوشِ تــــــــــــــــو ترس هـــای مــرا می بلعــ ـ ـ ـــد آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنی پایـــان سر درد هـــا یعنـــی آغــازِ عاشقــانه ترین رخـــوت هـــا آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنـــی من خوبم بلنـــد نشـــوی بروی یک وقت مـــ ❤ـن از بازگشـــتِ بی هــوای ترســــ ها می ترســـم
دیدگاه ها (۱)

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می...

کاری از خودم....

تا چند نظر ب روی مهتاب کنم /خودرا ب هوای دیدنت اب کنم /یک قط...

جانم فدایت برادر گلم دللممم برات ی ذره شده

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

پارت بیست‌ و چهارم | پروازبالاخره به فرودگاه رسیدیم.بعد از ت...

پارت پنجاه‌وچهارم | ردپاجئون جونگ‌کوکجنگل کم‌کم ساکت شده بود...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۵ — انتقام جونگکوکجونگکوک کنترل تلویزیون...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

مهمونی پارت ۳۴

سکوت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط