[بازی مرگ ]

[بازی مرگ ]
پارت ۸

نور نئون های معلوم حال قرمز آبی زرد فضای بار sexy میون دود سیگار و بوی سنگین الکل غرق شده بود صدای سالن اصلی می‌پیچید به قدری بلند بود که گوش رو اذیت میکرد موسیقی کاباره تقریباً شلوغ بود پسر و دختر های جونی در پیست درحال رقصیدن بودن یک سری زن و مرد ها دست تو دست از راه پله ها بالا می‌رفتن تا به رد روم ها برسن هایون سخت مشغول سرویس دهی به آدمای مختلف بود هری هم روی صندلی های بلند کنار کانتر نشسته بود،
تا اینکه کرکس محفل با همان شلوار مشکی و زیر پوش آستین کوتاه مشکی، کت مخملی همرنگ شلوارش با موهای حال دار همراه دو یون وارده آن مکان شد لحظه ای نگاه هری که به درب بود اون را دید امکان نداشت اون کرکس محفل اژدها باشه سان که روی یکی از مبل های بار لم داده بود با دیدن جونگ کوک با پوزخندی زد سان : ببین کی برگشته این دفعه دقیقا خودشه
هری با چشم های گرد شده بهش خیره مانده بود
او همچنان با قدم های محکم و صدا دارش روی زمین پا می‌گذاشت هری دوربین عکاسی که جلویش روی کانتر قرار داشت را برداشت و سریع روی اون زوم کرد اما اون مرد تیز تر از شاهین متوجه عکس گرفتن شد قدم هایش را آهسته کرد جونگ کوک : خودشه پیگیرشو..
دو یون : چشم قربان
هری خوشحال از گرفتن عکس لبخندی زد
زیرزمین باز داستان دیگه ای داشت اونجا جایی بود که ورود هرکس ممکن نبود اتاق محفل پشته یک در فلزی کددار پنهان شده اتاقی که مثله یک سیاهچال در دل تاریکی فروع رفته بود دیوار های پوشیده از چوب های تیره با صندلی های دسته داری که به دایره بزرگی چیده شده بود یک میز مرمری سنگین با طراح های تراشیده شده از اژدها در وسط و نور کمی از چراغ های نیمه خاموش ساطع میشد حس زیادی از قدم و ترس به فضا داخل میشد اعضای محفل یکی پس از دیگر روی جاهایشون نشسته بودن سانگ هیون سیک با لبخند خبیثی که انگار از سنگینی تجارت برده هیچ اذاب وجدانی برایش نداشت سیگارش رو خاموش کرد و انگشتانش رو بهم قفل کرد سا جانگ مین که مثله همیشه خونسرد نشسته، اسنادی در دستش اش بود مین گیل مثله همیشه مثله بهترین مافیا جهان سر تو گوشی چیزی رو تایپ میکرد مین کی سوک ایستاده به دیوار تکیه داده بود دوید آمورته پالتو مشکی روی شونه هایش مثله اینکه از دل سیسیل آمده بود بیرون روی صندلی لم داده بود کیم سانگ بوم یکی از خطرناکترین مافیا محفل بی تاب به اسناد روی میز خیره بود عین یک شکارچی که در شبکه‌ی تله های خودش منتظر طعمه است جالب این جاست که همه یه نقاب تهدید آمیز بر صورتشون دارند
بلاخره مین کی سوک دست هاشو از جیبش در آورد ..
دیدگاه ها (۷)

[بازی مرگ ]پارت ۹سانگ بوم پوزخندی زد : بازم قراره تو محفل رو...

بازی مرگ ]پارت ۱۰سانگ بوم : ما همه اینها جمع شدیم چون به قدر...

[بازی مرگ ]پارت ۷جونگ کوک دندون هایش رو بهم سابید پا رو شکم ...

[بازی مرگ ]پارت ۶جونگ کوک با خشک وو عصبانیت داد زد جونگ کوک ...

ادامه58 قسمت 1نورهای بنفش و آبی کلاب هر چند ثانیه یک‌بار روی...

ادامهp58 قسمت 3خیلی آروم...بدون اینکه سر جونگ‌کوک تکون بخوره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط