۲ستاره و ۳ ماه

۲ستاره و ۳ ماه

پارت۴۰

لوید[چکار کنم چکار کنم تعقیبش بکنم اگه با یکی قرار داشت چی یوری هم باخودم ببرم؟ نه بابا نمیشه فعلا وایمیسم کمی بعد تصمیم میگیرم برم یا نرم]
ویو آیسا رسید به کافه
دمیتریوس: بیا بشین
آیسا[مدل موهاشو عوض کرده؟همون مدل پسرونه ای که من خوشم میاد ولی چرا این]:لازم نکرده بشینم فقط میخوام یه چیز بگمو برم
دمیتریوس: دوست پسرت میدونه با بقیه پسرا قرار میزاری؟
آیسا:دوست پسر؟؟؟من که دوست پسر ندارم
با توهم قرار نزاشتم وایسا چرا هیچکی اینجا نیست نکنه.....
دمیتریوس: درسته اینجا رو رزرو کردم
آیسا[ایشش]
دمیتریوس: خب میگی دوست پسر نداری؟ من حتی از هردوتون عکس گرفتم
آیسا:اون گوشی رو بدش من
*سرپا بودن و دمیتریوس گوشی رو که تو دستش بود برد بالا*
دمیتریوس:نه نه نه فکر کردی میتونی همینجوری بگیریش؟
آیسا:من دوست پسر ندارم خودت عکسو نشونم بده
*دمیتریوس نشون داد*
آیسا خندش گرفت
دمیتریوس: چیز خنده داریه؟
آیسا: احمق اون داییمه
دمیتریوس[خراب کردم]
آیسا:خب بریم سر اصل مطلب میدونم تو همون پسره ای که وقتی رو سن مدلینگ بودم اونجوری بهم خیره شدی تمام این مدتم میدونستی و بهم نگفتی
دمیتریوس: شاید دوست داشتم بهت نگم خب
که لوید از راه میرسه البته جاسوسی
لوید[این کیه که کافه رو رزرو کرده آیسا هم داخله]
آیسا✨️[پس بابایی اینجاست]
آیسا:باید بهم میگفتی خب بعدشم دیگه جاسوسیمو نکن
دمیتریوس: پس که داییته ولی خیلی باهاش صمیمی
آیسا: به تو ربطی نداره من داییمو خیلی دوست دارم چون مثل مامان و بابام مهربونه بازم میگم دیگه با من کاری نداشته باش(نیمه داد)
دمیتریوس[کاش من داییت بودم]
آیسا ✨️[گاننن]:من دیگه رفتم
لوید[ماجرا از این قراره ولی باید از اول میومدم انگار چیز های مهمی رو نشنیدم پس که اینطور دمیتریوس با دختر من قرار میزاری رستورانم رزرو میکنی برای اینکه فقط دخترم حرف بارت کنه😂 خب دیگه من برم چیز مهمی بهم نرسید]
دیدگاه ها (۴)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۹روز بعد (تعطیله)آیسا تو اتاقش داشت تو ا...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۸لوید:غلط بکنی چی رو به من بگی؟دامیان: ....

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۱۹دمیتریوس: بزار دیگهآیسا:نه خیرمدمیتریوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط