آن یار نکوی من

آن یار نکوی من
بگرفت گلوی من
گفتا که چه می‌خواهی؟
گفتم که همین خواهم...

[مولانا]

@Baharnarengpoem
دیدگاه ها (۱)

🌬 می شنوی صدایِ سرد زمستان را؟زمستان، این پیرمردِ خسته و رنج...

🍂 شب که آرام‌تر از پلک تو را می‌بندمبا دلم طاقت دیدار تو تا ...

🍂 دو قـدم مانده که پاییز به یغمـا بروداین همه رنگِ قشنگ از ک...

🍂 پای دوست داشتنت ایستاده‌ام...مثلِ درختِ کاجروبرویِ پاییز.....

از کودکی پرسیدند:بزرگ شوی می خواهی چکاره شوی?کودک گفت:می خوا...

من تورا می خواهمبه زیر چادر پاک به زیر چادر پاک اتبگیرم از آ...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط