قفل بر لب می زنم شاید که تو بازش کنی

قفل بر لب می زنم شاید که تو بازش کنی
آن زمانی که دلم از عالم و آدم پر است

#مریم_حیدری
دیدگاه ها (۸)

چه بگویم سحرت خیر؟ توخود صبح جهانی من شیدا چه بگویم؟ که تو ه...

در انتظار توأمدر چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد تو ...

ﻫﻴﭻ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻬﺎﻥ؟ﮔﻔﺘﻲ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﻛﺮﺩﻱ!؟ﻛﺎﺵ، ﻳﻚ ﺭﻭﺯ، ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ...

در لحظه هایِ تنهایی ام خیالِ تو را می بوسم.و در لابه لای سکو...

دلنوشته های من

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط