پرواز به سوی تو (●♡ part ۳۷♡)
پرواز به سوی تو (●♡ part ۳۷♡)
لذت گرمای یه سیگار واقعی هیچوقت با جایگزین هاش قابل مقایسه نیست! آیرین با احتیاط سر تهیونگ رو عقب گرفت تا موهاش رو آبکشی کنه در حالی که ذهنش درگیر موضوع عجیبی شده بود!
مردی که میشناخت هیچوقت اینقدر منفعل رفتار نمیکرد اون هیچ اصراری برای درآوردن لباسش نکرد و حتی توی این دو روز یکبار هم لمسش نکرده بود. کم کم افکار آیرین بزرگتر و خطرناک تر شد تا جایی که سردی جنسی و جسمی همسرش رو به چیزهای ممنوعه ای نسبت داد! حتی تصورش هم باعث میشد آیرین مضطرب بشه. اگر واقعا تهیونگ نسبت بهش سرد شده باشه چی؟ شاید چون دیگه مثل قبل که هنوز پسرش به دنیا نیومده بود نمیتونست آرایش کنه و به روتین ناخن و رنگ موهاش برسه، دیگه برای همسرش جذاب به نظر نمیرسه؟ آیرین نمیخواست به همین راحتی تسلیم چنین افکاری بشه اما هر چی این دو روز رو مرور کرد جز برخورد سرد و دوری تهیونگ چیزی نصیبش نشد. بعد از شستن موها که برای تهیونگ توام با لذت و برای آیرین آمیخته با آشوب بود به آرومی از وان خارج شد کش موهاش رو کند و چنگی بین موهاش زد که حالا به خاطر رطوبت ،حمام، نمدار شده بودند. ،افکارش رفتارش رو تحت تاثیر قرار داده بودند، پس از وان فاصله گرفت و گفت فک کنم بقیه شو بتونی خودت انجام بدی.
و بعد به سمت دوش رفت که توسط دیوارهای کدر و شیشه ای از وان جدا شده بود تهیونگ میتونست حس کنه پشت این رفتارهای ضد و
نقیض آیرین یه مشکلی هست قدمی اما در اون لحظه مغزش یاری نمیکرد وقتی که آیرین از پشت شیشه های مشجر مشغول در آوردن باقی مونده های لباسش و بعد پرت کردنشون توی سبد کنار دیوار شد تهیونگ بی اینکه نگاهش رو از شیشه بگیره، آخرین پوکش رو از سیگار گرفت. تپش قلبش شدت گرفته بود و تهیونگ احساس گرما میکرد اما همچنان نمیتونست از شیشه چشم برداره. با اینکه اولین تجربهی عاشق شدنش و اولین بوسه اش با آیرین بود اما تهیونگ بعد از اون هم چند رابطه ی کوتاه داشت.
هر چند هیچکدوم اونها نتونسته بودن اندازه ی رابطه ی اولش توی خاطره و قلبش نفوذ کنن.با اینکه از لحاظ جنسی رابطههای پخته ی متعددی داشت اما حالا که به آیرین نگاه میکرد میتونست بفهمه احساساتش به اون دختر هنوز نمرده! با پیچیدن عطر خوش بویی در ،فضا تهیونگ مشتی آب به صورتش پاشید و زیر لب زمزمه کرد٫٫ به خودت بیا٫٫
و به دنبالش از وان خارج شد و بعد از آب کشیدن بدنش توسط دوش کنار ،وان حوله تن پوشش رو پوشید و از حمام خارج شد.
لذت گرمای یه سیگار واقعی هیچوقت با جایگزین هاش قابل مقایسه نیست! آیرین با احتیاط سر تهیونگ رو عقب گرفت تا موهاش رو آبکشی کنه در حالی که ذهنش درگیر موضوع عجیبی شده بود!
مردی که میشناخت هیچوقت اینقدر منفعل رفتار نمیکرد اون هیچ اصراری برای درآوردن لباسش نکرد و حتی توی این دو روز یکبار هم لمسش نکرده بود. کم کم افکار آیرین بزرگتر و خطرناک تر شد تا جایی که سردی جنسی و جسمی همسرش رو به چیزهای ممنوعه ای نسبت داد! حتی تصورش هم باعث میشد آیرین مضطرب بشه. اگر واقعا تهیونگ نسبت بهش سرد شده باشه چی؟ شاید چون دیگه مثل قبل که هنوز پسرش به دنیا نیومده بود نمیتونست آرایش کنه و به روتین ناخن و رنگ موهاش برسه، دیگه برای همسرش جذاب به نظر نمیرسه؟ آیرین نمیخواست به همین راحتی تسلیم چنین افکاری بشه اما هر چی این دو روز رو مرور کرد جز برخورد سرد و دوری تهیونگ چیزی نصیبش نشد. بعد از شستن موها که برای تهیونگ توام با لذت و برای آیرین آمیخته با آشوب بود به آرومی از وان خارج شد کش موهاش رو کند و چنگی بین موهاش زد که حالا به خاطر رطوبت ،حمام، نمدار شده بودند. ،افکارش رفتارش رو تحت تاثیر قرار داده بودند، پس از وان فاصله گرفت و گفت فک کنم بقیه شو بتونی خودت انجام بدی.
و بعد به سمت دوش رفت که توسط دیوارهای کدر و شیشه ای از وان جدا شده بود تهیونگ میتونست حس کنه پشت این رفتارهای ضد و
نقیض آیرین یه مشکلی هست قدمی اما در اون لحظه مغزش یاری نمیکرد وقتی که آیرین از پشت شیشه های مشجر مشغول در آوردن باقی مونده های لباسش و بعد پرت کردنشون توی سبد کنار دیوار شد تهیونگ بی اینکه نگاهش رو از شیشه بگیره، آخرین پوکش رو از سیگار گرفت. تپش قلبش شدت گرفته بود و تهیونگ احساس گرما میکرد اما همچنان نمیتونست از شیشه چشم برداره. با اینکه اولین تجربهی عاشق شدنش و اولین بوسه اش با آیرین بود اما تهیونگ بعد از اون هم چند رابطه ی کوتاه داشت.
هر چند هیچکدوم اونها نتونسته بودن اندازه ی رابطه ی اولش توی خاطره و قلبش نفوذ کنن.با اینکه از لحاظ جنسی رابطههای پخته ی متعددی داشت اما حالا که به آیرین نگاه میکرد میتونست بفهمه احساساتش به اون دختر هنوز نمرده! با پیچیدن عطر خوش بویی در ،فضا تهیونگ مشتی آب به صورتش پاشید و زیر لب زمزمه کرد٫٫ به خودت بیا٫٫
و به دنبالش از وان خارج شد و بعد از آب کشیدن بدنش توسط دوش کنار ،وان حوله تن پوشش رو پوشید و از حمام خارج شد.
- ۱۷.۱k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط