کلافه کرده هر شبم ، کلاف بوسه های تو

کلافه کرده هر شبم ، کلاف بوسه های تو

معاف می شود لب از عفاف بوسه های تو

لبم که در کشاکش لب تو داغ می شود

ترک دوباره می خورد شکاف بوسه های تو

به چشمه ی بلوغ بوسه های مبتذل گلم!

رها نمی کند دلم طواف بوسه های تو

در این وصال نقره ای به حرمت تو مانده ایم
من و غزل،به جرم اعتراف بوسه های تو

به شانه های خسته ی شکست خورده ات قسم
لبم گریز دارد از مصاف بوسه های تو
دیدگاه ها (۱)

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...زمین هم آسمان گرد...

همین که هستیهمین که در سرای دلم راه میرویهمین که گاهی پناه و...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

دلم ... " میشڪنه " بعضے اوقات... ...

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت دهم: بوسه در میانِ ستاره‌های سردنور ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.69  (روایت از زبان ا.ت)---بع...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط