نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه میلغزد

نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه میلغزد


ولی یاران نمیدانند که من دریایی از دردم


به ظاهر گرچه میخندم


ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه میلغزد


ولی یاران نمیدانند که من دریایی از دردم


به ظاهر گرچه میخندم


ولی اندر سکوتی تلخ
دیدگاه ها (۳)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه میلغزد..ولی یاران نمیدانند...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدا...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمیدانن...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدا...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدا...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمیدانن...

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط