یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت:

یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت: من همیشه باهات میمونم، وگنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد، گنجشک کوچولو گفت: من واقعا عاشقتم، اما گنجشک توی اتاق بازهم نگاش کرد، امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه ی اتاقم یخ زده! اون هیچوقت نفهمید گنجشک توی اتاقم چوبی بود... این حکایت بعضی از ماهاست..، خودمونو نابود میکنیم واسه آدمای چوبی.، کسایی که نه میبیننمون و نه صدامونو میشنون...
دیدگاه ها (۳)

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت: من...

یه گنجشک کوچولو ازپشت شیشه به گنجشکی که تو اتاق بود، گفت: من...

گنجشک کوچولو از پشت شيشه گفت:من هميشه باهات ميمونم و گنجشک ت...

گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:من همیشه باهات میمونم و گنجشک ت...

گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:من همیشه باهات میمونم و گنجشک ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط