همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا تو باز آیی
همه شب من در دل بندر دیده به راهم تا تو باز آیی
شده هر شب مونس دردم همدم فانوس دریایی
می گیرم من از تو نشونه اما چه فایده هیچکی نمیدونه
میشینم من بر لب بندر خسته وتنها با دل دیوونه
به خدا دیوانه منم عاشقی آواره منم که سیه گشته روزگارم ...
تو ندیدی اشک مرا در دل شب می چکد از دیده پر خون
به خدا ساحل غم زورق دل مانده در گل خسته و محزون
تو بیا فانوس شبهایم که رسیده جان به لبهایم
به خدا .....
زنده یاد : داوود مقامی
شده هر شب مونس دردم همدم فانوس دریایی
می گیرم من از تو نشونه اما چه فایده هیچکی نمیدونه
میشینم من بر لب بندر خسته وتنها با دل دیوونه
به خدا دیوانه منم عاشقی آواره منم که سیه گشته روزگارم ...
تو ندیدی اشک مرا در دل شب می چکد از دیده پر خون
به خدا ساحل غم زورق دل مانده در گل خسته و محزون
تو بیا فانوس شبهایم که رسیده جان به لبهایم
به خدا .....
زنده یاد : داوود مقامی
- ۱.۶k
- ۰۷ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط