#گذشته_تلخ
#گذشته_تلخ
Part: 7
خانم چوی: سلام دخترم خوبی!؟
+سلام مرسی خوبم چیشده؟
خانم چوی: خب میخواستم بگم اینجوری که دیدیم فعلا استخدامی!
+واقعااااا؟؟ خیلی ممنونمممممم... از کی میتونم کارم شروع کنم؟
خانم چوی: تو فعلا بیا اینجا ما خودمون خیلی چیزا میگیم.!
+بله حتما.!
اینم یکی از کارا🥹
هوفففف خدایا شکرت...
رفتم داخل و کیفم از اتاق برداشتم رفتم خونه.
.
.
.
پول اب دادم. و وقتی اب وصل شد رفتم یه دوش گرفتم...
وقتی اومدم بیرون یه دست لباس خنک برداشتم و پوشیدم.
یه دو سه ساعتی خونه بودم، و بعدش رفتم بیرون.
از بیرون یه چندتا مواد غذایی اینا خریدم و رفتم بیمارستان.
رفتم تو بخش هیونجین؛
+سلام سلام...
هیونجین: عه سلام بر ملکه الیزابت
+هر هر نمکدون
هیونجین: هنوز یاد نگرفتی تو ذوقی نزنی نه؟
+نه! مشکله؟!
هیونجین: نه والا مشکل کجا بود.
+پس ببند دهن قشنگت را...
هیونجین: هی ات تو پلاستیکا چیه؟
+یکم مواد غذای برای تو مثل الف اسفناج سبزی...
هیونجین: هرهر نمکدون(چندتا دندون جلوشو میاره بیرون مثل دخترا وقتی کم میارن)
+ای کوتوله دلقک!!!
.
.
.
+آخیششششش
عجب روز طولانی بود.
تا خود صبح گرفتم خوابیدم. صبح که شد بیدار شدم کار بارام کردم و رفتم بیرون.
توی دکه یه کیک ابمیوه خریدم خوردم. و بعدش رفتم خونه خانم چوی...
. . .
#اد_لوسی
حالا شرایطم میزارم 🙄
15تا کامنت🙄❤️🩹
8تا لایک🙄💔
Part: 7
خانم چوی: سلام دخترم خوبی!؟
+سلام مرسی خوبم چیشده؟
خانم چوی: خب میخواستم بگم اینجوری که دیدیم فعلا استخدامی!
+واقعااااا؟؟ خیلی ممنونمممممم... از کی میتونم کارم شروع کنم؟
خانم چوی: تو فعلا بیا اینجا ما خودمون خیلی چیزا میگیم.!
+بله حتما.!
اینم یکی از کارا🥹
هوفففف خدایا شکرت...
رفتم داخل و کیفم از اتاق برداشتم رفتم خونه.
.
.
.
پول اب دادم. و وقتی اب وصل شد رفتم یه دوش گرفتم...
وقتی اومدم بیرون یه دست لباس خنک برداشتم و پوشیدم.
یه دو سه ساعتی خونه بودم، و بعدش رفتم بیرون.
از بیرون یه چندتا مواد غذایی اینا خریدم و رفتم بیمارستان.
رفتم تو بخش هیونجین؛
+سلام سلام...
هیونجین: عه سلام بر ملکه الیزابت
+هر هر نمکدون
هیونجین: هنوز یاد نگرفتی تو ذوقی نزنی نه؟
+نه! مشکله؟!
هیونجین: نه والا مشکل کجا بود.
+پس ببند دهن قشنگت را...
هیونجین: هی ات تو پلاستیکا چیه؟
+یکم مواد غذای برای تو مثل الف اسفناج سبزی...
هیونجین: هرهر نمکدون(چندتا دندون جلوشو میاره بیرون مثل دخترا وقتی کم میارن)
+ای کوتوله دلقک!!!
.
.
.
+آخیششششش
عجب روز طولانی بود.
تا خود صبح گرفتم خوابیدم. صبح که شد بیدار شدم کار بارام کردم و رفتم بیرون.
توی دکه یه کیک ابمیوه خریدم خوردم. و بعدش رفتم خونه خانم چوی...
. . .
#اد_لوسی
حالا شرایطم میزارم 🙄
15تا کامنت🙄❤️🩹
8تا لایک🙄💔
- ۶۴۰
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط