ادامه فلش بک

(ادامه فلش بک)
ویو جونگکوک
دم در بودیم و جیسو رو بزور آوردن اشکام ریختن
$گریه نکن جئون جونگکوک (ترسناک)
-من..من لی جونگکوکم (بغض)
$از الان جئون جونگکوکی...اگه جایی بفهمم گفتی فامیلی قبلیتو خونتو میریزم

مامان با گریه داد زد

™هی...این بچه فقط چهار سالشه باهاش اونطوری حرف نزن(داد،گریه)
$این بچه تو چهار سالگی قراره خیلی کارا انجام بده..(نیشخند)
بابام منو جیسو رو تو بغلش گرفت
©پسر قشنگم.‌..دختر یکی یدونم..منو ببخشید اگه مجبور نبودم شما رو بهش نمیدادم
جیسو:لطفا منو داداشیو ندید بهش (گریه)
$اخرین دیدارتونم بکنید سریع..دو دقیقه وقت دارید

™پسر قشنگم یه روز میام می‌برمت
منو توبغلش کشید و موهام نوازش کرد..

سوار ماشین شدیم و...

پایان فلش بک
ویو جونگکوک
حسش..مثل همون زمانیه که مامانم...مامانم تو بغلش برام داستان می‌گفت و سرمو نوازش میکرد به خودم اومدم و دیدم دارم گریه میکنم..
+(بغض)
اشکام ریختن برای اینکه کنترلشون کنم از تو بغلش بلند شدم فاک بهش..
-تو چرا گریه می‌کنی
+تو الان داشتی...داشتی گریه میکردی
-چی‌؟سر این ماتم گرفتی؟من فقط یکم احساساتی شدم
دیدگاه ها (۳)

+اصلا مگه تو هم احساس داری (چشم غره)با حرفی که زد دوباره بغض...

ویو آت حالش..حالش خیلی بد بود لعنت بهم...صدای نفس نفس زدنای ...

I Love you sanaaaaaa 😭😭😭حتی موقعی که داشتم ادیتو میزدمم داشت...

https://wisgoon.com/v/5SW8G8XKLYبرای پارت بعد این کاورمو حما...

-مامان من..من بخاطر تو و بابا مهربون میمونممامانش انگشت کوچی...

✦هنوز منو یادته؟....✦P:2_کوک نه کوک،گریه شدید،/بیمارستان/=آق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط