Part

Part⁹⁰

آسیه: خب خداروشکر😮‍💨
منکه می‌دونستم تو دستت خوبه اما دیگه چون هنوز دوست دارم زیاد بهت گیر ندادم برو خداتو شکر کن 😑😒(با خودش میگه)

دوروک‌: خب دیگه آسیه بریم

آسیه: آره بریم دیگه
مزاحم آقای دکترم شدیم

دکتر: نه خواهش میکنم شما مراحمین
فقط من یه پماد بهتون میدم که وقتی که اینجوری درد می‌گیره اینو می‌زنید دردتونو خیلی خوب می‌کنه البته احتمالش کمه که دوباره درد بگیره اما محض اعتیاد اینو داشته باشین

دوروک‌: خیلی مچکرم آقای دکتر چجوری این لطفتونو جبران کنیم

دکتر: خواهش میکنم کاری نکردم وظیفم بود

آسیه: بازم ممنونیم😊

دکتر: خواهش میکنم

دوروک‌: راستی آقای دکتر
میدونستین دست من چجوری انقد زود خوب شد😏
یه چشمکی به آنیسا می‌زنه😉
آخه یه پرنسس کوچولوی خیلی خیلی خوشگل یه بوسه روی دستم گذاشتو به سرعت گرد پری اثر کرد و خوب شد😌😄

دکتر: فکر کنم من بدونم اون فرشته کوچولو کی باشه
رو به آنیسا کرد و خم کردو گفت

فک کنم قراره یه جایزه به این فرشته کوچولو بدیم
دیدگاه ها (۰)

Part ⁴⁶دوروک: چون اون خواهر زنه خواهر زن فهمیدی؟اولجان:نهایب...

ادامه Part ⁴⁶دوروک: برای چی؟آسیه: دوروک ،عشقم ، به نظرت کسی ...

Part⁸⁸دوروک‌: باشه باشه با چشاتون منو نخورینفق میگم خیلی شلو...

پارت ۵

پارت آخرچند ماه بعدجیهوپ مثله همیشه امد کناره ات و دستاشو گر...

پارت ۲۲لوسیان : آبجی روباهه خیلی قشنگ نیست رزت : آره خیلی قش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط