نگذار که در دخمه ی ویرانه بمیرم
نگذار که در دخمه ی ویرانه بمیرم
آتش بزن از عشق تو جانانه بمیرم
نام تو شده اسم شب و رمز عبورم
تا از غم و اندوه ، غریبانه بمیرم
" من آمده ام دست به دامان تو باشم
از فاصله ی دور صمیمانه بمیرم
این عکس که در ذهن از اندام تو دارم
محکوم نگهداری و جانانه بمیرم
ای مرغ نگون بخت که در ورطه ی دامی
افتاده به دام از پی آن دانه ، بمیرم
عاشق نشدی تا که بدانی چه کشیدم
پایان غزل در غم پروانه بمیرم
آتش بزن از عشق تو جانانه بمیرم
نام تو شده اسم شب و رمز عبورم
تا از غم و اندوه ، غریبانه بمیرم
" من آمده ام دست به دامان تو باشم
از فاصله ی دور صمیمانه بمیرم
این عکس که در ذهن از اندام تو دارم
محکوم نگهداری و جانانه بمیرم
ای مرغ نگون بخت که در ورطه ی دامی
افتاده به دام از پی آن دانه ، بمیرم
عاشق نشدی تا که بدانی چه کشیدم
پایان غزل در غم پروانه بمیرم
- ۱۱.۰k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط