یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد
آمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب ِدلخوشی ِامشب و فردایم شد

بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث ِشیرینی ِلبهایم شد

شاعرم کرد غم ِچشم ِسیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار ِغم افزایم شد‌‌╆━━━┅═❂═┅┅──┄
دیدگاه ها (۲)

یک عده را باید نگه داشت.نباید رها کرد به امانِ خدا تا ببینی ...

هر زنۍ دۅسٺ دارد معشۅقہ‌ے مردے باشد ڪہ خط بہ خط معنایش ڪند ....

چشمان قشنگ تو مجسّم شدنی نیستآهنگ دلم بی تو منظّم شدنی نیستق...

دوست کسی است که همه چیز را درباره‌ی شما می‌داند و باز هم دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط