یارو داشت تو مسجد زنا می‌کرد

یارو داشت تو مسجد زنا می‌کرد
خادم مسجد اومد و تف انداخت تو صورت طرف

یارو رفت تو خیابون داد و فریاد راه انداخت که آی مردم کجایید که خادم مسجد تف انداخت تو مسجد!

اینم حکایت وفاقیونه در تقابل با افشاگری نبویان
میگن چرا حرف محرمانه رو لو دادی😐😐
دیدگاه ها (۱)

وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَل...

علی الاصول...

☆پارت ۹☆☆ستاره‌ای در شب ☆با داد و فریاد ساعت ۵ نیم صبح گفت ج...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:35پسر از حرف کیم متعجب و کنجکاو بود. -منظورت چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط